خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به دنبال یافتن چیزهای گمشده مانند روشنی دیده، بهار خرم، دوستان عزیز و معشوق است. او از طبیعت و دیگران میپرسد که این گمشدگان کجا هستند و با توصیفهای زیبا از عناصر طبیعی و عاطفی، احساس دلتنگی و جستجو را بیان میکند.
متن شامل مفاهیم عاطفی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۳ - دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
دلا بپرس که آن روشنی دیده کجاست
بهارخرم و آن سرو سر کشیده کجاست؟ ۱
برو به باغ طراوت ز باغبان و بپرس
که از درخت تو ان میوه رسیده کجاست؟ ۲
دلم رمیده شد از دست دوستان عزیز
خبر دهید مرا کان دل رمیده کجاست ؟ ۳
کمد زلف تو دی با غزال چشم تو گفت
که آن فریفته آهوی دام دیده کجاست؟ ۴
کمد ابروی شوخت به بازوی من نیست
کسی که بازوی او آن کمان کشیده کجاست؟ ۵
نیافت چاشنیی از لب تو ابن حسام
کسی که شربت آن لب بود چشیده کجاست؟ ۶
بهارخرم و آن سرو سر کشیده کجاست؟ ۱
برو به باغ طراوت ز باغبان و بپرس
که از درخت تو ان میوه رسیده کجاست؟ ۲
دلم رمیده شد از دست دوستان عزیز
خبر دهید مرا کان دل رمیده کجاست ؟ ۳
کمد زلف تو دی با غزال چشم تو گفت
که آن فریفته آهوی دام دیده کجاست؟ ۴
کمد ابروی شوخت به بازوی من نیست
کسی که بازوی او آن کمان کشیده کجاست؟ ۵
نیافت چاشنیی از لب تو ابن حسام
کسی که شربت آن لب بود چشیده کجاست؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲ - خیال ابرویت ار سجده می کنم پیوست
گوهر بعدی:غزل ۳۴ - قد چو سرو تو بر جویبار دیده ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.