خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق خود به دوست می‌پردازد و آرزو می‌کند که همواره در کنار او باشد. او از رنج دوری و سختی‌های راه وصال می‌گوید و قبله‌گاه خود را ابروی دوست می‌داند.

متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۹ - ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست

ای خوشا آن دم که بنشینیم رویاروی دوست
شکوه دل باز رانم یک به یک با موی دوست ۱

چون بنفشه بر سر زانوی خدمت سالها
بوده ام ، باشد که یارم بود هم زانوی دوست ۲

بر سر آنم که تا سر دارم از دستم دهد
بر ندارم سر ز خاک رهگذار کوی دوست ۳

پهلو از پهلو نشینان زان جهت کردم تهی
تا مگر روزی توانم بود هم پهلوی دوست ۴

راه دشوار ست و منزل دور و مقصد ناپدید
سالکی باید که ما را ره نماید سوی دوست ۵

تا دگر مشک از خطای خود نیارد دم زدن
گو صبا بر باد ده یک حلقه از گیسوی دوست ۶

هر کسی را قبله از سویی و روی از جانبی است
قبله ابن حسام از جانب ابروی دوست ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸ - صبا حکایت زلف مرا پریشان گفت
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - شرر آتش هجران تو در سینه ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.