این شعر از ابن حسام، با تصاویر زیبا و استعاری، به توصیف طبیعت و عشق میپردازد. ابر به نم باران لاله را میشوید، بنفشه تازه میشود و گیسوی دو تازه میشود. سحاب مانند سقّا گلاب میپاشد و خاک، چهره گیاه را میشوید. شاعر از عشق و توبه سخن میگوید و از زلف معشوق به عنوان بوی گناه یاد میکند. او از نگاه به غیر معشوق پشیمان است و خاک درگاه معشوق را برای عذرخواهی میشوید. در پایان، شاعر از گریههای فراوان خود بر آستان معشوق سخن میگوید که اشکهایش نامه سیاه را شسته است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۷ - چو فیض ابر به نم لاله را کلاه بشست
بنفشه تازه شد و طرّه دوتاه بشست ۱
کف سحاب چو سقّا گلاب زن برداشت
ز خاک غالیه گون چهره گیاه بشست ۲
بیا بیا که گر از عشق توبه می کردم
به بوی زلف تو دل دست ازین گناه بشست ۳
اگر به غیر تو چشم نظر سیه کردم
بیا که خاک درت چشم عذرخواه بشست ۴
بر آستان تو چندان گریست ابن حسام
که آب دیدهٔ او نامه سیاه بشست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.