خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از سختیهای زندگی خود میگوید که روزها مانند هیزم سوزان و شبها بدون آرامش است. او از این شرایط خسته شده اما در عین حال به عشق و ماهی که در زندان دارد قانع است، زیرا روزهایش را گرم و شبهایش را روشن میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و اشاره به رنج و سختی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲۱ - نه روزم هیزم است و نه شب روغن
نه روزم هیزم است و نه شب روغن
زین هر دو بفرسود مرا دیده و تن ۱
در حبس شدم به مهر و مه قانع من
کاین روزم گرم دارد آن شب روشن ۲
زین هر دو بفرسود مرا دیده و تن ۱
در حبس شدم به مهر و مه قانع من
کاین روزم گرم دارد آن شب روشن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - گر خسته شوم ز تیر پیکار تو من
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - ای روز مرا جز شب دیجور مدان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.