خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از ناتوانی در آرامش و خوابیدن به دلیل تنگی و محدودیتها مینالد و آرزو میکند جایی را ببیند که در آن فراخی و گشایش وجود دارد.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۲۹۸ - در سمجی چون توانم آرامیدن
در سمجی چون توانم آرامیدن
کز تنگی آن نمی توان خسبیدن ۱
یارب که همی به چشم خواهم دیدن
جایی که در او فراخ بتوان دیدن ۲
کز تنگی آن نمی توان خسبیدن ۱
یارب که همی به چشم خواهم دیدن
جایی که در او فراخ بتوان دیدن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۷ - تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
گوهر بعدی:شماره ۲۹۹ - هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.