خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از قضا و تقدیر به عنوان تیشهای که به زندگی او ضربه میزند یاد میکند و بیان میکند که هیچ شاخهای از بیشهی وجودش تاب مقاومت ندارد. او از اندیشیدن به جهان به عنوان پیشهی خود سخن میگوید و تأکید میکند که کسی طاقت اندیشههای عمیق او را ندارد.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تحلیل، نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۲۹۶ - آنکو گوید هست قضا تیشه من
آنکو گوید هست قضا تیشه من
یک شاخ نتابد زدن از بیشه من ۱
اندیشه شده ست از جهان پیشه من
کس را نبود طاقت اندیشه من ۲
یک شاخ نتابد زدن از بیشه من ۱
اندیشه شده ست از جهان پیشه من
کس را نبود طاقت اندیشه من ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۵ - با خود گفتم که من عیال تو شدم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۷ - تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.