خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناملایمات و سختیهای زندگی شکایت میکند و احساس میکند که تقدیر و فلک به او ستم کردهاند. هر زخمی که بر او وارد شده، مانند ضربههای پتک بر سندان بوده است. او از تیر قضا که به جانش خورده، گله میکند و این که این مصائب به ظاهر آسان، برای او بسیار دشوار بودهاند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و شکایت از تقدیر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، فهم آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۵۲ - با من فلک از خشم همی دندان زد
با من فلک از خشم همی دندان زد
هر زخم که زد چو پتک بر سندان زد ۱
تیری ز قضا راست مرا بر جان زد
دشوار آمد مرا که سخت آسان زد ۲
هر زخم که زد چو پتک بر سندان زد ۱
تیری ز قضا راست مرا بر جان زد
دشوار آمد مرا که سخت آسان زد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - ای شاه فلک متابع کام تو باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.