خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنج و اسارت خود میگوید و بیان میکند که حتی اگر خونش خشک شود و جانش را از دست بدهد، حاضر است ده سال زبانش بسته باشد یا در زندان رایگان بماند. او همچنین اشاره میکند که آب و نانش نیز به سختی فراهم میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و بیان رنج و اسارت است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۰ - گر خون نشود قوت جانم که دهد
گر خون نشود قوت جانم که دهد
ده سال به اطلاق زبانم که دهد ۱
در زندان نهان رایگانم که دهد
آبم متعذرست نانم که دهد ۲
ده سال به اطلاق زبانم که دهد ۱
در زندان نهان رایگانم که دهد
آبم متعذرست نانم که دهد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - چون روی هوا دوش به قیر اندودند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - اندر ریشم همه خسک پاک برید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.