این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش از شخصی با صفات والا مانند همت بلند، طبع قوی، و حلم فراوان میپردازد. شاعر بیان میکند که هنر و شعر او در مدح این شخص به اوج میرسد و تمام دیوانش به نام اوست. همچنین، از قدرت و نفوذ این شخص در طبیعت (مانند کوه البرز و دریای عمان) و مقام بالای او در جامعه (مانند خادم گردون و سوار بر مرکب دولت) سخن میگوید.
این متن به دلیل استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهی ادبی، استعارهها و تشبیهات غنی، و موضوعات عمیق مانند مدح و ستایش، برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب است. درک کامل این متن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و ظرافتهای زبانی دارد که معمولاً در سنین پایین کمتر وجود دارد.
شمارهٔ ۷۸ - مدح
سخن نظمی است کز معنی دهد رای تو سامانش ۱
ازین اندک هنر خاطر همی امید بگسستم
چو در مدح تو پیوستم هنر دیدم فراوانش ۲
مرا دانی که آن باید که هر کو نیک شعر آید
نباشد جز به نام تو همه فهرست دیوانش ۳
به حلمی کز توانایی ستاند کوه البرزش
به طبعی کز قوی حالی پرستد بحر عمانش ۴
چو گردون خادمی داری بناز تن همی دارش
چو دولت مرکبی داری به کام دل همی رانش ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.