خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید و بیان میکند که هیچکس مانند او در شعر و نثر مهارت ندارد. او از بیعدالتیها و ناملایمات زندگی شکایت کرده و تأکید میکند که نباید دل به دشواریها سپرد. همچنین اشاره میکند که هر کس تلاش کند موفق نمیشود و هر کس عجله کند بهرهای نمیبرد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین برخی از واژگان و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شمارهٔ ۱۱ - ناله از روزگار
دست بر زخم من فلک نگشاد
تا درین سمج بی درم نه ببافت ۱
کس چو من گوهری به نظم نسفت
کس چو من حله ز نثر نبافت ۲
از چنین کارهای بی ترتیب
دل من خون شد و جگر بشکافت ۳
سخن خوب و نغز طوطی گفت
خلعت و طوق مشک فاخته یافت ۴
دل به تیر عنا نباید خست
جان به تف بلا نباید تافت ۵
نه سهی سرو گشت هر چه دمید
نه غنیمت گرفت هر که شتافت ۶
تا درین سمج بی درم نه ببافت ۱
کس چو من گوهری به نظم نسفت
کس چو من حله ز نثر نبافت ۲
از چنین کارهای بی ترتیب
دل من خون شد و جگر بشکافت ۳
سخن خوب و نغز طوطی گفت
خلعت و طوق مشک فاخته یافت ۴
دل به تیر عنا نباید خست
جان به تف بلا نباید تافت ۵
نه سهی سرو گشت هر چه دمید
نه غنیمت گرفت هر که شتافت ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰ - ستایشگری
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن موی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.