خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از ناسپاسی و جفای معشوق شکایت میکند و بیان میکند که با وجود تمام عشق و وفاداری، معشوق به او بیاعتنایی کرده و با حیله و نیرنگ رفتار نموده است. در پایان، شاعر به معشوق میگوید که گویا کسی داستان ما را گفته و تو را به عنوان حقشناس ستوده است.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و گاهی پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، موضوعاتی مانند جفا و حیله ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۳۰ - و ازوست
ای ترک حق نعمت عاشق شناختی
رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی ۱
کردار من به پای سپردی و کوفتی
گرد هوای خویش گرفتی و تاختی ۲
با تو به دل چنان که توان ساخت ساختم
بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی ۳
نتوانی ای نگارین گفتن مراکه تو
از بندگان خویش مرا کم نواختی ۴
گویا حدیث ما و توگفت، ای بت،آنکه گفت
«ای حق شناس رو که نکو حق شناختی » ۵
رفتی و ساختی ز جفا هر چه ساختی ۱
کردار من به پای سپردی و کوفتی
گرد هوای خویش گرفتی و تاختی ۲
با تو به دل چنان که توان ساخت ساختم
بر من ز حیله هر چه توان باخت باختی ۳
نتوانی ای نگارین گفتن مراکه تو
از بندگان خویش مرا کم نواختی ۴
گویا حدیث ما و توگفت، ای بت،آنکه گفت
«ای حق شناس رو که نکو حق شناختی » ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۹ - و او راست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۱ - همو راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.