خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از ناعادلانه بودن جهان و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از بیوفایی و دشمنی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که دلش را به او داده اما در عوض شادی و دوستی ندیده است. شاعر احساس میکند که معشوق قصد نابودی او را دارد و از این وضعیت غمگین است. او همچنین از فراموش شدن توسط دوستان و یادآوری توسط دشمنان گلایه میکند.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمگین است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند دشمنی و ناامیدی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شمارهٔ ۲۹ - و او راست
ای جهانی ز تو به آزادی
بر من از تو چراست بیدادی ۱
دل من دادی و نبود مرا
از دل بیوفای تو شادی ۲
دل دهان دل به دوستی دادند
تومرا دل به دشمنی دادی ۳
قصدکردی به دل ربودن من
برهلاک دلم بر استادی ۴
تا دلم نستدی نیاسودی
چون توان کرد از تو آزادی ۵
دل ببردی و جان شد از پس دل
ای تن اندر چه محنت افتادی ۶
بردل دوستان فرامشتی
بر دل دشمنان همه یادی ۷
بر من از تو چراست بیدادی ۱
دل من دادی و نبود مرا
از دل بیوفای تو شادی ۲
دل دهان دل به دوستی دادند
تومرا دل به دشمنی دادی ۳
قصدکردی به دل ربودن من
برهلاک دلم بر استادی ۴
تا دلم نستدی نیاسودی
چون توان کرد از تو آزادی ۵
دل ببردی و جان شد از پس دل
ای تن اندر چه محنت افتادی ۶
بردل دوستان فرامشتی
بر دل دشمنان همه یادی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۸ - همو راست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۰ - و ازوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.