خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این غزل عاشقانه، زیبایی معشوق را با عناصر طبیعی مانند خورشید و ماه مقایسه میکند و از عشق و فراق سخن میگوید. او از بیخوابیهای ناشی از عشق و رنج فراق مینالد و زیبایی موهای معشوق را ستایش میکند.
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۱۲ - همو راست
سر زلف تو نه مشکست و به مشک ناب ماند
رخ روشن تو ای دوست به آفتاب ماند ۱
همه شب زغم نخسبم که نخسبد آنچه عاشق
منم آن کسی که بیداری من به خواب ماند ۲
زفراق روی و موی تو زدیده خون چکانم
عجبست سخت خونی که به روشن آب ماند ۳
سر زلف را متابان سر زلف را چه تابی
که در آن دو زلف ناتافتگی به تاب ماند ۴
تو به آفتاب مانی و ز عشق روی خوبت
رخ عاشق تو ای دوست به ماهتاب ماند ۵
رخ روشن تو ای دوست به آفتاب ماند ۱
همه شب زغم نخسبم که نخسبد آنچه عاشق
منم آن کسی که بیداری من به خواب ماند ۲
زفراق روی و موی تو زدیده خون چکانم
عجبست سخت خونی که به روشن آب ماند ۳
سر زلف را متابان سر زلف را چه تابی
که در آن دو زلف ناتافتگی به تاب ماند ۴
تو به آفتاب مانی و ز عشق روی خوبت
رخ عاشق تو ای دوست به ماهتاب ماند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۱ - نیز او راست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳ - او راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.