خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق، مستی و بیخودی سخن میگوید و خود را تشنه، مضطرب و سوخته در آتش عشق توصیف میکند. او از بیقراری و اضطراب درونی خود مینالد و خود را مانند ذرهای در هوای آفتاب میبیند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و حالات روحی شدید نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶ - عاشق و مست و خراب کیستم؟
عاشق و مست و خراب کیستم؟
بیخود از جام شراب کیستم؟
در مذاق آب حیاتم تلخ شد
تشنه لعل مذاب کیستم؟
نیم بسمل غرقه اندر خون و خاک
صید چشم نیم خواب کیستم؟
در به در مانند قیس عامری
واله شوق جناب کیستم؟
رخت بر بست از دلم صبر و قرار
اینچنین در اضطراب کیستم
ز آتش دل سوختم سر تا به پای
ای دریغا من کباب کیستم؟
خالد اندر رقص و حالت ذره سان
در هوای آفتاب کیستم؟
بیخود از جام شراب کیستم؟
در مذاق آب حیاتم تلخ شد
تشنه لعل مذاب کیستم؟
نیم بسمل غرقه اندر خون و خاک
صید چشم نیم خواب کیستم؟
در به در مانند قیس عامری
واله شوق جناب کیستم؟
رخت بر بست از دلم صبر و قرار
اینچنین در اضطراب کیستم
ز آتش دل سوختم سر تا به پای
ای دریغا من کباب کیستم؟
خالد اندر رقص و حالت ذره سان
در هوای آفتاب کیستم؟
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵ - از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - چه دولت بود یا رب دوش من در خواب می دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.