خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از بیخودی و مستی ناشی از هوسها میگوید و بیان میکند که کنترل عقل و ادراک خود را از دست داده است. او به مبارزه با نفس پرداخته، اما در نهایت شکست خورده و فریب خورده است. شاعر از گناهان خود شرمنده است و توبهاش را شکسته میداند، اما به فضل و بخشش الهی امید بسته و از غیر او قطع امید کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی مانند مبارزه با نفس، گناه، توبه و امید به بخشش است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۴۵ - از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
از بس که ز صهبای هوس بیخود و مستم
بیرون شده سر رشته ادراک ز دستم
در معرکه نفس بسی پای فشردم
بفریفت مرا عاقبت و داد شکستم
هر لحظه پرستید و تبسم بنماید
خواهد که کند رو سیه از عهد الستم
با فضل تو ای مفضل جان بخش خطا پوش
پیوستم و از غیر تو امید گسستم
اضعاف گنه می کنم از توبه خجالت
خالد ز پس بیخودیم توبه شکستم
بیرون شده سر رشته ادراک ز دستم
در معرکه نفس بسی پای فشردم
بفریفت مرا عاقبت و داد شکستم
هر لحظه پرستید و تبسم بنماید
خواهد که کند رو سیه از عهد الستم
با فضل تو ای مفضل جان بخش خطا پوش
پیوستم و از غیر تو امید گسستم
اضعاف گنه می کنم از توبه خجالت
خالد ز پس بیخودیم توبه شکستم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴ - ز سودای خود ار خطی به کلک شوق بنشانم
گوهر بعدی:غزل ۴۶ - عاشق و مست و خراب کیستم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.