خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و مستی، زیبایی و غم سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد، اما در عین حال از مستی و زیبایی معشوق نیز لذت میبرد. او از نرمنشدن دل معشوق شکایت دارد و آرزو میکند که معشوق به او توجه کند. شعر همچنین به مفاهیمی مانند فنا، خاکساری و عشق بیپاسخ اشاره دارد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم عرفانی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۱۹۹۶ - می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
می شکفد گل به چمن تا ز نسیم سحری
وه چه خوشی گر نفسی پهلوی من باده خوری ۱
گر ز خرابی منت نیست خبر رنجه مشو
مستی حسن ترا شاید اگر بی خبری ۲
آهن و سنگ آب شود ز آه دل غم خور من
نرم نگردد دل تو وه چه عجب جانوری ۳
هر کسی از پیرهنت رشک برد در برتو
من ز زمینی که تو آن زیر قدم می سپری ۴
من به رهت خاک شدم بو که ته پا کنیم
سوی دگر پرشکنی کرده تو خوش می گذری ۵
تا ستدی دل ز تنم ماند تنم خسته ز غم
باز دهد خسرو اگر جان ز تنش تو ببری ۶
وه چه خوشی گر نفسی پهلوی من باده خوری ۱
گر ز خرابی منت نیست خبر رنجه مشو
مستی حسن ترا شاید اگر بی خبری ۲
آهن و سنگ آب شود ز آه دل غم خور من
نرم نگردد دل تو وه چه عجب جانوری ۳
هر کسی از پیرهنت رشک برد در برتو
من ز زمینی که تو آن زیر قدم می سپری ۴
من به رهت خاک شدم بو که ته پا کنیم
سوی دگر پرشکنی کرده تو خوش می گذری ۵
تا ستدی دل ز تنم ماند تنم خسته ز غم
باز دهد خسرو اگر جان ز تنش تو ببری ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹۵ - گر تو یک ناوک از آن چشم سیه بستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.