خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ستایش معشوق و ابراز عشق و وفاداری خود پرداخته است. او از جفاهای معشوق شکایت میکند اما همچنان به عشق خود پایبند است و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. شاعر همچنین به مقایسهای بین حسن معشوق و دیگران میپردازد و بیان میکند که با وجود زیبایی معشوق، کسانی هستند که از او زیباترند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک کامل دارند.
شماره ۱۹۹۰ - هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
هزار شکر خدا را که چون تو دلداری
نمود روی به من بعد مدتی یاری ۱
کنون زبون خیالات غمزه های توام
میان مجلس مستان چنانکه هشیاری ۲
تو یوسفی و من از نقد جان خریدارت
بیا بگو که نیابی چو من خریداری ۳
اگر چه حسن تو از آفتاب اندک نیست
ولی ز حسن تو اندک ترست بسیاری ۴
اگر چه بار جفای تو هر کسی نکشد
من ضعیف جفاکش همه کشم باری ۵
هزار طعنه چه گویی که از سرم برخیز
کس این سخن نکند خاصه با تو چون یاری ۶
جفا کنی وز من عذرخواهی از شوخی
چه می کنی و چه می خواهی از گرفتاری ۷
زبان باین قدری رنجه دار بر خسرو
که گر بگویدت آن منی بگو آری ۸
نمود روی به من بعد مدتی یاری ۱
کنون زبون خیالات غمزه های توام
میان مجلس مستان چنانکه هشیاری ۲
تو یوسفی و من از نقد جان خریدارت
بیا بگو که نیابی چو من خریداری ۳
اگر چه حسن تو از آفتاب اندک نیست
ولی ز حسن تو اندک ترست بسیاری ۴
اگر چه بار جفای تو هر کسی نکشد
من ضعیف جفاکش همه کشم باری ۵
هزار طعنه چه گویی که از سرم برخیز
کس این سخن نکند خاصه با تو چون یاری ۶
جفا کنی وز من عذرخواهی از شوخی
چه می کنی و چه می خواهی از گرفتاری ۷
زبان باین قدری رنجه دار بر خسرو
که گر بگویدت آن منی بگو آری ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸۹ - نشدت دل که به این دل شده مهمان آیی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۹۱ - رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.