خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او از پیچیدگیهای عشق و تأثیر عمیق معشوق بر قلب و روح خود مینویسد و از مشکلات و تاریکیهایی که در این راه متحمل شده است، شکایت میکند. همچنین، او از بیخبری معشوق از حال خود و دشواریهای این عشق ناگفته میگوید.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیدهٔ ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۹۸۴ - ای به هر موی شده بسته زلف دل من
ای به هر موی شده بسته زلف دل من
وی به هر کوی شده در طلبت منزل من ۱
این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلم
سایه زلف تو افتاد مگر در دل من ۲
کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده است
مشکل امروز که بگشاید ازو مشکل من ۳
لب تو آب حیات ست و خطت ظلمت شب
جز همه تنگی و تاریکی ازو حاصل من ۴
خسرو بی خبرم تا به غمت افتادم
خبرت هست ازین واقعه مشکل من ۵
وی به هر کوی شده در طلبت منزل من ۱
این چنین در هم و پیچان ز چه گشته ست دلم
سایه زلف تو افتاد مگر در دل من ۲
کارم از شکل سر زلف تو مشکل شده است
مشکل امروز که بگشاید ازو مشکل من ۳
لب تو آب حیات ست و خطت ظلمت شب
جز همه تنگی و تاریکی ازو حاصل من ۴
خسرو بی خبرم تا به غمت افتادم
خبرت هست ازین واقعه مشکل من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸۳ - فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
گوهر بعدی:شماره ۱۹۸۵ - گر حقیقت نشدت واقعه جانی من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.