خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر به زیباییهای معشوق و احساسات خود نسبت به او میپردازد. از زلف مشکین، میان باریک، و خندهی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه وجود معشوق بر او تأثیر میگذارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک زیباییهای ادبی و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۶۱ - ای ز زلف تو مشک تر بویی
ای ز زلف تو مشک تر بویی
وز میان تو تا عدم مویی ۱
گل ز تو نرم شد چنان که به باغ
نرمیی می کند به هر تویی ۲
ماه نو گردد از تو زیر و زبر
گر اشارت کنی به ابرویی ۳
پیش چوگان زلفت از سر حال
سر زده می رویم چون گویی ۴
چند جا خویش را کنم قربان
کت نبیند کسی ز هر سویی ۵
یار من رو متاب یا بنمای
جای دیگر چو روی خود رویی ۶
پهلوی من نشین که بی تو شبی
بر زمینم نسود پهلویی ۷
خنده ای کن که بی خیال لبت
درد خسرو ندید دارویی ۸
وز میان تو تا عدم مویی ۱
گل ز تو نرم شد چنان که به باغ
نرمیی می کند به هر تویی ۲
ماه نو گردد از تو زیر و زبر
گر اشارت کنی به ابرویی ۳
پیش چوگان زلفت از سر حال
سر زده می رویم چون گویی ۴
چند جا خویش را کنم قربان
کت نبیند کسی ز هر سویی ۵
یار من رو متاب یا بنمای
جای دیگر چو روی خود رویی ۶
پهلوی من نشین که بی تو شبی
بر زمینم نسود پهلویی ۷
خنده ای کن که بی خیال لبت
درد خسرو ندید دارویی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶۰ - دوش می گفت پیر ترسایی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶۲ - دلی دارم، اما جز افگار نی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.