خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، فقر، و معنویت میپردازد. شاعر از دردهای عشق و جدایی میگوید و به مقایسهای بین زندگی مادی و معنوی اشاره میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند توبه، عقل، و جان سخن میگوید و به زندگی صوفیانه و ذوق غم اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و غم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۵۹ - هر کسی را هوای سیم و زری
هر کسی را هوای سیم و زری
من مسکین و داغ سیمبری ۱
هست در خون ز گریه مردم چشم
چون کریمی به دست بدگهری ۲
شبم ار تا قیامت است، چه باک
گر ز روی توام دمد سحری ۳
توبه یک غمزه بشکنی، گر من
کشم از عقل و جان و دل حشری ۴
هر که جانیش هست و جانان نیست
او ندارد ز زندگی اثری ۵
آهنی می شود ربوده سنگ
نه کم است از جماد جانوری ۶
بهر من گر جهان شود پر غم
گر ز یار است، باد بیشتری ۷
پند گویا، ترا چه درد کنند؟
زخم پیکان به سینه دگری ۸
خورش صوفیان جگر باشد
نقل می خوارگان بود گزری ۹
همه کس ذوق خرمی گیرد
ذوق غم گیر، خسروا، قدری ۱۰
من مسکین و داغ سیمبری ۱
هست در خون ز گریه مردم چشم
چون کریمی به دست بدگهری ۲
شبم ار تا قیامت است، چه باک
گر ز روی توام دمد سحری ۳
توبه یک غمزه بشکنی، گر من
کشم از عقل و جان و دل حشری ۴
هر که جانیش هست و جانان نیست
او ندارد ز زندگی اثری ۵
آهنی می شود ربوده سنگ
نه کم است از جماد جانوری ۶
بهر من گر جهان شود پر غم
گر ز یار است، باد بیشتری ۷
پند گویا، ترا چه درد کنند؟
زخم پیکان به سینه دگری ۸
خورش صوفیان جگر باشد
نقل می خوارگان بود گزری ۹
همه کس ذوق خرمی گیرد
ذوق غم گیر، خسروا، قدری ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵۸ - ای که به چشم تو نیایم همی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶۰ - دوش می گفت پیر ترسایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.