خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از دوری معشوق شکایت میکند و با بیان احساسات عمیق خود، از بازگشت معشوق به سوی خود میپرسد. ابیات مملو از استعارهها و تشبیهات زیبا هستند که درد فراق و اشتیاق دیدار را به تصویر میکشند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استعارههای ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و احساسی شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۹۰۳ - ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
وی سرو خرامان، به چمن باز کی آیی؟ ۱
جانی تو که از دوری روی تو بمردم
تا زنده شوم باز، به من باز کی آیی؟ ۲
شد جان هوایی به عنان گیری تو، لیک
زان باد تو، ای ترک به من، باز کی آیی؟ ۳
ما را وطن تنگ و تو خو کرده به صحرا
در ظلمت زندان وطن باز کی آیی؟ ۴
سرمایه خسرو به جهان جز سختی نیست
عمری که تو رفتی به سخن، باز کی آیی؟ ۵
وی سرو خرامان، به چمن باز کی آیی؟ ۱
جانی تو که از دوری روی تو بمردم
تا زنده شوم باز، به من باز کی آیی؟ ۲
شد جان هوایی به عنان گیری تو، لیک
زان باد تو، ای ترک به من، باز کی آیی؟ ۳
ما را وطن تنگ و تو خو کرده به صحرا
در ظلمت زندان وطن باز کی آیی؟ ۴
سرمایه خسرو به جهان جز سختی نیست
عمری که تو رفتی به سخن، باز کی آیی؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰۲ - به ناز هر نفسی سوی من گذر چه کنی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰۴ - تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.