خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی سخن میگوید و از رفتار معشوق شکایت میکند. او از ناز و اداهای معشوق، بیوفاییها، و رنجهای عشق مینالد و در عین حال، زیباییهای معشوق را نیز ستایش میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و کنایهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارند.
شماره ۱۹۰۲ - به ناز هر نفسی سوی من گذر چه کنی؟
به ناز هر نفسی سوی من گذر چه کنی؟
همین که این دل من خون کنی، دگر چه کنی؟ ۱
اگر چنین که تویی نیم شب روی بر بام
تبارک الله تا بر سر قمر چه کنی؟ ۲
یکی کرشمه ابروت بهر فتنه بس است
به گرد روی ز مو این همه حشر چه کنی؟ ۳
خدای از پی دل بردن آفرید ترا
تو موی بهر چه بافی و سر به بر چه کنی؟ ۴
چو هر چه کردم امانم نبود از دستت
کنون ز دیده بخواهم کشید هر چه کنی ۵
نعوذبالله امید وفا ز پس از تو
من استوار ندارم ترا، اگر چه کنی ۶
کمر همی طلبی تا به کشتنم بندی
ترا که نیست میانی، بگو کمر چه کنی؟ ۷
ز رنج خسرو گفتی همیشه بر حذرم
کنون که کار دل از دست شد، حذر چه کنی؟ ۸
همین که این دل من خون کنی، دگر چه کنی؟ ۱
اگر چنین که تویی نیم شب روی بر بام
تبارک الله تا بر سر قمر چه کنی؟ ۲
یکی کرشمه ابروت بهر فتنه بس است
به گرد روی ز مو این همه حشر چه کنی؟ ۳
خدای از پی دل بردن آفرید ترا
تو موی بهر چه بافی و سر به بر چه کنی؟ ۴
چو هر چه کردم امانم نبود از دستت
کنون ز دیده بخواهم کشید هر چه کنی ۵
نعوذبالله امید وفا ز پس از تو
من استوار ندارم ترا، اگر چه کنی ۶
کمر همی طلبی تا به کشتنم بندی
ترا که نیست میانی، بگو کمر چه کنی؟ ۷
ز رنج خسرو گفتی همیشه بر حذرم
کنون که کار دل از دست شد، حذر چه کنی؟ ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰۱ - هوس پخته ست این پروانه بهر خویشتن سوزی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰۳ - ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.