خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از عشق و جدایی می‌گوید و از درد دوری معشوق شکوه می‌کند. او از شب‌های بی‌قراری و اشک‌های بی‌پایان می‌نالد و آرزوی دیدار معشوق را دارد. شاعر حتی حاضر است جان خود را فدا کند و به گدایی در کوی معشوق بپردازد.

متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و فداکاری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۸۹۸ - هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی
خون دلم آید ز دو دیده به روایی ۱

ای جان به تو می دادم و یادم نکنی هیچ
فریاد که جانم به لب آمد ز جدایی ۲

آیی چو خرامان و زنی راه همه خلق
با آن روش و ناز، چه گویم، چه بلایی ۳

جانم به سر رفتن و شکل تو کشنده
بیچاره من آن دم که تو در پیش من آیی ۴

بی دیدن روی تو، چه گویم به چه روزم؟
یارب که تو این روز کسی را ننمایی ۵

ای شاهد سرمست، ببر موی کشانم
تا در سر و کارت کنم این زهد ریایی ۶

چون طوطی آموخته با شکر دردت
در بند بمیرم که نیم خوش به رهایی ۷

خوش وقت من آن دم که کشم باده به یادت
چون جان بدهم بر سر کویت به گدایی ۸

هر شب منم و خاک سر کوی تو تا روز
ای روز و شب اندر دل خسرو، تو کجایی؟ ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۹۷ - دلم که لاف زدی از کمال دانایی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹۹ - تو، ای پسر، که از این سو سوار می گذری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.