خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر زیباییهای معشوق خود را با عناصر طبیعی مانند شکر، سرو، ماه و دریا مقایسه میکند. او از دهان شیرین، قامت بلند، چهره درخشان و عشق بیکران معشوق سخن میگوید.
این متن دارای مضامین عاشقانه و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق بیکران و توصیفات شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۸۷۹ - هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
هیچ تنگ شکر چو آن دیدی؟ ۱
این زمانت که در کنار آمد
جز کمر هیچ در میان دیدی؟ ۲
در چمن همچو شمع مجلس ما
طوطی آتشین زبان دیدی؟ ۳
در سخن جز شراب آتش فام
ز آب آتش نشان نشان دیدی؟ ۴
راستی را شمایل قد او
هیچ در سرو بوستان دیدی؟ ۵
پرتو روی او بگو روشن
هیچ در ماه آسمان دیدی؟ ۶
همچو غرقاب عشق او، خسرو
هیچ دریای بیکران دیدی؟ ۷
هیچ تنگ شکر چو آن دیدی؟ ۱
این زمانت که در کنار آمد
جز کمر هیچ در میان دیدی؟ ۲
در چمن همچو شمع مجلس ما
طوطی آتشین زبان دیدی؟ ۳
در سخن جز شراب آتش فام
ز آب آتش نشان نشان دیدی؟ ۴
راستی را شمایل قد او
هیچ در سرو بوستان دیدی؟ ۵
پرتو روی او بگو روشن
هیچ در ماه آسمان دیدی؟ ۶
همچو غرقاب عشق او، خسرو
هیچ دریای بیکران دیدی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷۸ - بت من، بت پرست را چه زنی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸۰ - گر منت می کنم عنان گیری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.