خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عرفانی از مولانا، به موضوعاتی مانند عشق الهی، تسلیم در برابر معشوق، انتقاد از بتپرستی و ظلم به ضعیفان میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند «بت» و «تیر»، مفاهیم عمیق معنوی را بیان میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات انتقادی نیاز به درک بیشتری از زمینههای اجتماعی و فرهنگی دارد.
شماره ۱۸۷۸ - بت من، بت پرست را چه زنی؟
بت من، بت پرست را چه زنی؟
مستم از عشق، مست را چه زنی؟ ۱
روی خود پوش، چشم را چه کنی
بت شکن، بت پرست را چه زنی؟ ۲
آخر از شست دور کن یک تیر
به یکی تیر شست را چه زنی؟ ۳
عالمی در رهت نشسته بماند
راه اهل نشست را چه زنی؟ ۴
من که بر آستانت پست شدم
لگد قهر، پست را چه زنی؟ ۵
چون زبردست را نیاری زد
خود بگو زیر دست را چه زنی؟ ۶
تیغ بهر شکست کافر زن
خسرو پر شکست را چه زنی؟ ۷
مستم از عشق، مست را چه زنی؟ ۱
روی خود پوش، چشم را چه کنی
بت شکن، بت پرست را چه زنی؟ ۲
آخر از شست دور کن یک تیر
به یکی تیر شست را چه زنی؟ ۳
عالمی در رهت نشسته بماند
راه اهل نشست را چه زنی؟ ۴
من که بر آستانت پست شدم
لگد قهر، پست را چه زنی؟ ۵
چون زبردست را نیاری زد
خود بگو زیر دست را چه زنی؟ ۶
تیغ بهر شکست کافر زن
خسرو پر شکست را چه زنی؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷۷ - ای یار پر نمک، جگرم ریش می کنی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷۹ - هیچ شکر چو آن دهان دیدی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.