خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلی از حافظ است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد تا با خنده و سخن گفتن، دل او را شاد کند. او از زیباییهای معشوق مانند لبهای شیرین و موهای مجعدش سخن میگوید و از او میخواهد تا با بخشیدن شبهای کوتاه وصل، دلش را تسکین دهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق از اشعار کلاسیک معمولاً به سطحی از بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد.
شماره ۱۸۴۷ - خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
خنده ای کن شکرستان دهن بازگشای
انگبین زان لب چون برگ سمن باز گشای ۱
نقل شاهانه تو پسته و عناب سزد
مردمی کن، قدری گنج دهن بازگشای ۲
با بزرگان نرسد خرده سخن می گویی
خرده گیری به میان نیست، سخن بازگشای ۳
جعد تو تنگ به کار دل ما پیچیده ست
پنجه ای چند ز جعد چو شکن بازگشای ۴
هست کوتاه شب وصل درازیش ببخش
زان سر زلف سیه نیم شکن بازگشای ۵
انگبین زان لب چون برگ سمن باز گشای ۱
نقل شاهانه تو پسته و عناب سزد
مردمی کن، قدری گنج دهن بازگشای ۲
با بزرگان نرسد خرده سخن می گویی
خرده گیری به میان نیست، سخن بازگشای ۳
جعد تو تنگ به کار دل ما پیچیده ست
پنجه ای چند ز جعد چو شکن بازگشای ۴
هست کوتاه شب وصل درازیش ببخش
زان سر زلف سیه نیم شکن بازگشای ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴۶ - نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴۸ - عالم آشوب تر از طره طراه خودی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.