خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، رنجهای عاشقی، و ظلم معشوق سخن میگوید. او توصیه میکند که عقل را راهنمای خود قرار ندهی و بهشت را به نادانان نسپاری. همچنین از درد عاشقان میگوید و از معشوق میخواهد که گاهی پاسخ دهد و گاهی نه. شاعر از رازهای پنهان خود میگوید و از ظلم معشوق شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین ممکن است برخی از عبارات برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۷۶۳ - در اوصاف خود عقل را ره مده
در اوصاف خود عقل را ره مده
بهشت برین را به ابله مده ۱
جهان مست و دیوانه کردی به زلف
نسیمی به باد سحرگه مده ۲
غم عاشقان بشنو، اما به ناز
جواب سخن گه ده و گه مده ۳
چگویم به تو راز پنهان خویش
خودش بشنو و سوی خود ره مده ۴
گر انصاف، جوید دل ظالمم
مده هیچش انصاف، والله مده ۵
زنخ می نمایی و خون می خورم
چنین شربتم زانچنان چه مده ۶
رقیب ار کشد خسرو خسته را
زبان را در آن رخصت «نه » مده ۷
بهشت برین را به ابله مده ۱
جهان مست و دیوانه کردی به زلف
نسیمی به باد سحرگه مده ۲
غم عاشقان بشنو، اما به ناز
جواب سخن گه ده و گه مده ۳
چگویم به تو راز پنهان خویش
خودش بشنو و سوی خود ره مده ۴
گر انصاف، جوید دل ظالمم
مده هیچش انصاف، والله مده ۵
زنخ می نمایی و خون می خورم
چنین شربتم زانچنان چه مده ۶
رقیب ار کشد خسرو خسته را
زبان را در آن رخصت «نه » مده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶۲ - لبت در سخن انگبین ریخته
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶۴ - قلاشم، ای منکر، مرا دربانی میخانه ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.