خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و زیباییهای او را توصیف میکند. همچنین، به مقایسهی خود با دیگران در عشق میپردازد و از صوفی بیصفا و خسروی فارغ از زمزم و حرم یاد میکند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۷۱۱ - در خون منم، ای صنم، نشسته
در خون منم، ای صنم، نشسته
وز عشق تو در الم نشسته ۱
مانند تو دلبری به خوبی
در ملکت حسن کم نشسته ۲
آن ابروی شوخ دلربایت
بگرفته دل و به خم نشسته ۳
هر کس به مقام و منزل خویش
در کوی تو چون سگم نشسته ۴
ای صوفی بی صفا به محراب
چون مردم بی ندم نشسته ۵
خسرو به حریم عشق فارغ
از زمزم و از حرم نشسته ۶
وز عشق تو در الم نشسته ۱
مانند تو دلبری به خوبی
در ملکت حسن کم نشسته ۲
آن ابروی شوخ دلربایت
بگرفته دل و به خم نشسته ۳
هر کس به مقام و منزل خویش
در کوی تو چون سگم نشسته ۴
ای صوفی بی صفا به محراب
چون مردم بی ندم نشسته ۵
خسرو به حریم عشق فارغ
از زمزم و از حرم نشسته ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۱۰ - تا دل ز توام به غم نشسته
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱۲ - ای در دل من مقیم گشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.