خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلتنگی برای معشوق میگوید و احساسات خود را با تصاویر زیبا بیان میکند. او از غم فراق، عشق بیپاسخ و رنجهای عاشقی سخن میگوید و معشوق را بهعنوان موجودی زیبا و دستنیافتنی توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای بهکاررفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۱۷۱۰ - تا دل ز توام به غم نشسته
تا دل ز توام به غم نشسته
جان در گذر عدم نشسته ۱
بر خاک در تو من مقیم
مانند سگ حرم نشسته ۲
هر کس که بدید حسن رویت
در خانه زهد کم نشسته ۳
آن خط غبار بر عذارت
چون هندوی پشت خم نشسته ۴
هستم به رقیب ناکس، ای دوست
چون خار به گل دژم نشسته ۵
مهر از هوش رخ تو هر شب
تا وقت سحر به غم نشسته ۶
از دولت وصل تست خسرو
بر مسند و تخت جم نشسته ۷
جان در گذر عدم نشسته ۱
بر خاک در تو من مقیم
مانند سگ حرم نشسته ۲
هر کس که بدید حسن رویت
در خانه زهد کم نشسته ۳
آن خط غبار بر عذارت
چون هندوی پشت خم نشسته ۴
هستم به رقیب ناکس، ای دوست
چون خار به گل دژم نشسته ۵
مهر از هوش رخ تو هر شب
تا وقت سحر به غم نشسته ۶
از دولت وصل تست خسرو
بر مسند و تخت جم نشسته ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۰۹ - گشادم دیده روی تو ناگه
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱۱ - در خون منم، ای صنم، نشسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.