خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از زلف یار، دلباختگان، و رنجهای عشق سخن میگوید و با تصاویری مانند خونخواری، مردمکشی، و خاک شهیدان عشق، عمق درد و فداکاری در راه عشق را نشان میدهد. در پایان، شاعر به سر خسرو مژده میدهد که هر صبح فتنهای در بازار او برپاست.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خونخواری و مردمکشی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۱۶۷۰ - پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
زانکه هزاران دل است بسته هر بار تو ۱
خط که بر آن لب کشید از سر کلک قضا
نقش فنا زد رقم بر لب خونخوار تو ۲
زنده به کویش نماند، وه که چه مردم کش است
همچو طبیبان خام نرگس بیمار تو ۳
فاتحه خوان است خلق سوی سرایش که هست
خاک شهیدان عشق کهگل دیوار تو ۴
هر که زبان می کشید از پی تو سوی من
همچو من بی زبان گشت گرفتار تو ۵
ای سر خسرو ترا مژده که هر بامداد
فتنه به قصابیست بر سر بازار تو ۶
زانکه هزاران دل است بسته هر بار تو ۱
خط که بر آن لب کشید از سر کلک قضا
نقش فنا زد رقم بر لب خونخوار تو ۲
زنده به کویش نماند، وه که چه مردم کش است
همچو طبیبان خام نرگس بیمار تو ۳
فاتحه خوان است خلق سوی سرایش که هست
خاک شهیدان عشق کهگل دیوار تو ۴
هر که زبان می کشید از پی تو سوی من
همچو من بی زبان گشت گرفتار تو ۵
ای سر خسرو ترا مژده که هر بامداد
فتنه به قصابیست بر سر بازار تو ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶۹ - از من، ای ساده پسر، دور مشو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷۱ - پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.