خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق میگوید و بیان میکند که بدون او زندگی برایش بیمعناست. او از نداشتن صبر و تحمل سخن میگوید و از معشوق میخواهد که پیش از آنکه دیگران از او بپرسند، حالش را جویا شود. در پایان، شاعر به شوخی از بوسه سخن میگوید و معشوق با خنده پاسخ میدهد.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند بوسه و طنز عاشقانه برای سنین پایینتر نامناسب است.
شماره ۱۶۵۶ - من اینجا و دل گمره در آن کو
من اینجا و دل گمره در آن کو
از آن گمگشته مسکین نشان کو ۱
مگو، ای پندگو، بی او بزی خوش
خوشم گر زنده مانم، لیک جان کو ۲
مرا گویی که رو با صابری ساز
تو خود می گویی اما گو که آن کو ۳
به دل گویم که غمها خواهمش، گفت
چو او پیش نظر آید، زبان کو ۴
بپرس این ناتوان را، پیش تر زانک
بپرسی خلق را کان ناتوان کو ۵
پس از مردن دعای تربت من
بسندست آنکه گویی، گو فلان کو ۶
به گستاخی حدیث بوسه گفتم
به خنده گفت کای خسرو، دهان کو ۷
از آن گمگشته مسکین نشان کو ۱
مگو، ای پندگو، بی او بزی خوش
خوشم گر زنده مانم، لیک جان کو ۲
مرا گویی که رو با صابری ساز
تو خود می گویی اما گو که آن کو ۳
به دل گویم که غمها خواهمش، گفت
چو او پیش نظر آید، زبان کو ۴
بپرس این ناتوان را، پیش تر زانک
بپرسی خلق را کان ناتوان کو ۵
پس از مردن دعای تربت من
بسندست آنکه گویی، گو فلان کو ۶
به گستاخی حدیث بوسه گفتم
به خنده گفت کای خسرو، دهان کو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵۵ - ای سبزه دمانید به گرد قمر از مو
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵۷ - زینسان که ناوک می زند چشم شکارانداز او
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.