خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد دلهای پنهان سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در کنترل احساسات، رنج درونی، و تلاش بیثمر برای فراموشی معشوق مینویسد. همچنین، به موضوعاتی مانند صبر، تقدیر، و زیباییهای ناپایدار اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای نوجوانان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۰۶ - دل شکیبا نمی توان کردن
دل شکیبا نمی توان کردن
و آشکارا نمی توان کردن ۱
سوخت جانم درون تن، چه کنم؟
پرده بالا نمی توان کردن ۲
گفتی «اندر دل تو پنهان کیست؟»
آه پیدا نمی توان کردن ۳
گر چه گویند، هر چه زیبا نیست
ترک زیبا نمی توان کردن ۴
بخت بد به نگردد از کوشش
خار خرما نمی توان کردن ۵
صبر گویند «خسروا، دانی؟»
دانم، اما نمی توان کردن ۶
و آشکارا نمی توان کردن ۱
سوخت جانم درون تن، چه کنم؟
پرده بالا نمی توان کردن ۲
گفتی «اندر دل تو پنهان کیست؟»
آه پیدا نمی توان کردن ۳
گر چه گویند، هر چه زیبا نیست
ترک زیبا نمی توان کردن ۴
بخت بد به نگردد از کوشش
خار خرما نمی توان کردن ۵
صبر گویند «خسروا، دانی؟»
دانم، اما نمی توان کردن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۰۵ - گواه جبین است بر درد من
گوهر بعدی:شماره ۱۶۰۷ - من خسته را ز آن خود کن، ببین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.