خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، با استفاده از تصاویر طبیعی و احساسی، به بیان درد عشق و انتظار می‌پردازد. شاعر از یاسمن، زنبور، خورشید زیر زمین و انگبین برای توصیف احساسات خود استفاده کرده و به جفاهای معشوق و درد ناشی از آن اشاره می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌ها نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و ادبی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۵۴ - باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون

باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون
بینی از تن چند جان نازنین آید برون ۱

تیر زهر آلود چشمت قصد جانم می کند
همچو زنبوری که ناگه از کمین آید برون ۲

مانده در زیر زمین خورشید، آخر رخ بپوش
تا مگر خورشید از زیر زمین آید برون ۳

چون به پشت زین نشینی، گر ندیدستی ببین
کز میان بید سر در آستین آید برون ۴

گر لب چون انگبینت را به دندان برکنم
خون از او بیرون نیاید، انگبین آید برون ۵

زهره من بس که از دست جفاهایت نشد
خون همی از چشمه چشم انگبین آید برون ۶

نقش تو بر دیده خسرو نشست از انتظار
گر نیایی، چشم من با همنشین آید برون ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵۳ - ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵۵ - دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.