خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به بیان درد و رنج تنها ماندگان می‌پردازد و از احساس تنهایی، غم و نیاز به رحمت و همراهی سخن می‌گوید. شاعر از شب‌های طولانی تنهایی و ناله‌های بی‌پاسخ می‌نالد و آرزوی توجه و یاری از سوی معشوق را دارد.

محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و معنوی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، بیان احساسات شدید مانند درد تنهایی ممکن است برای کودکان قابل هضم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۵۵۳ - ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان

ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان
رحمتی بر چشم خون پالای تنها ماندگان ۱

چون به کویت دوست تنها پای را خاکی کند
کس به جز گریه نشوید پای تنها ماندگان ۲

درد تن باشد، ولیکن نی بسان درد دل
گر مثل گردون رود بالای تنها ماندگان ۳

با چنین شبها که من دارم، چه باشد، وه که گر
یادت آید روزی از شبهای تنها ماندگان ۴

نی منت گویم ز تو«حالم توانی گوش کرد؟»
کانده سخت است در سودای تنها ماندگان ۵

کشتی از تنهائیم، آخر نیامد وقت آن
کت گذر باشد به محنت جای تنها ماندگان ۶

ماند اینم آفتاب و مه که در شبهای غم
سایه باشد مونس شبهای تنها ماندگان ۷

آفتاب چرخ تنها سوزد و گوید «مسوز»
وای تنها ماندگان، ای وای تنها ماندگان! ۸

تو غم خسرو کجا دانی که نشنیدی گهی
ناله و فریاد درد افزای تنها ماندگان ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵۵۲ - صبح دولت می دمد یا خود رخ جانانست این
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵۴ - باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.