خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از فداکاری و ایثار در راه معشوق، درد فراق و اشتیاق دیدار او میسراید.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۹۸ - ای رخت از مه جهان آرای تر
ای رخت از مه جهان آرای تر
وی لبت از می نشاط افزای تر ۱
تر کنم جان در رهت چون ره روی
کاب می ریزد ازان بالای تر ۲
مانده گشتی ار چه از خون دل ریختن
خوی بریز از عارض زیبای تر ۳
خون خود جویم همی، تا در تو دید
از که؟ زین چشم جگر پالای تر! ۴
مردم چشمم نیاساید ز خواب
زانکه هستش روز تا شب جای تر ۵
در غمت آب از سر خسرو گذشت
گر چش از دریا نگشتی پای تر ۶
وی لبت از می نشاط افزای تر ۱
تر کنم جان در رهت چون ره روی
کاب می ریزد ازان بالای تر ۲
مانده گشتی ار چه از خون دل ریختن
خوی بریز از عارض زیبای تر ۳
خون خود جویم همی، تا در تو دید
از که؟ زین چشم جگر پالای تر! ۴
مردم چشمم نیاساید ز خواب
زانکه هستش روز تا شب جای تر ۵
در غمت آب از سر خسرو گذشت
گر چش از دریا نگشتی پای تر ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۷ - سر به کوی عشق غلتانیده گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۹ - با تو در سینه نفس را چه گذر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.