خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، احساسات عمیق عشق، درد و شیدایی را بیان میکند. شاعر از عناصری مانند زلف پیچان، چشم خونبار، و آسیا برای توصیف حالات درونی خود استفاده کرده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۱۰۹۷ - سر به کوی عشق غلتانیده گیر
سر به کوی عشق غلتانیده گیر
چشم را بر خواب خوابانیده گیر ۱
زلف پیچانت چو گیرم بیهده
تهمتی بر خویش پیچانیده گیر ۲
چشم تو خون می نغلتد از درون
گوهری از دیده غلتانیده گیر ۳
چون نمی گردد دلت، چون آسیا
ما چه گردانیم گردانیده گیر ۴
چند ترکانه به خون اغرا کنی
خانه زنبور شورانیده گیر ۵
پس کند تا کی زبان گردن چو شمع
آتش اندر سینه گیرانیده گیر ۶
گر چه خسرو را بمیرانی ز غم
نام چون باقیست، میرانیده گیر ۷
چشم را بر خواب خوابانیده گیر ۱
زلف پیچانت چو گیرم بیهده
تهمتی بر خویش پیچانیده گیر ۲
چشم تو خون می نغلتد از درون
گوهری از دیده غلتانیده گیر ۳
چون نمی گردد دلت، چون آسیا
ما چه گردانیم گردانیده گیر ۴
چند ترکانه به خون اغرا کنی
خانه زنبور شورانیده گیر ۵
پس کند تا کی زبان گردن چو شمع
آتش اندر سینه گیرانیده گیر ۶
گر چه خسرو را بمیرانی ز غم
نام چون باقیست، میرانیده گیر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۶ - گر زمین جان برود، باد هوایی کم گیر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۸ - ای رخت از مه جهان آرای تر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.