خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و اشتیاق شاعر به معشوق است. شاعر از معشوق میخواهد که از کنارش نگذرد، به او توجه کند و رهایش نکند. او از زیباییهای معشوق سخن میگوید و از دلبستگی و وابستگی خود به او مینالد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح و درک بیشتری داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهتر، درک شعر را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۰۶۸ - سوار چابک من پیش چشم من مگذر
سوار چابک من پیش چشم من مگذر
مرا بکشتی، ازین سو ز بهر من مگذر ۱
ببین که چشم کسی چون بود، ز بهر خدا
بدین صفت که تویی پیش مرد و زن مگذر ۲
بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند
بپوش روی، وگرنه در انجمن مگذر ۳
سرم به خاک ره تست، پرشکسته مرو
نماز می کنم، آخر ز پیش من مگذر ۴
به دیده و دل و جان بگذری که جان توام
رواست زان همه بگذر، ازین سخن مگذر ۵
غبارهاست ز جعد تو در دلم بسیار
کشان به روی زمین جعد چون سمن مگذر ۶
دلا، ز زلف گذر بر لبت اگر نتوان
ولیک تا بتوانی از آن دهن مگذر ۷
مرا بکشتی، ازین سو ز بهر من مگذر ۱
ببین که چشم کسی چون بود، ز بهر خدا
بدین صفت که تویی پیش مرد و زن مگذر ۲
بهانه می طلبند اهل دل که جان بدهند
بپوش روی، وگرنه در انجمن مگذر ۳
سرم به خاک ره تست، پرشکسته مرو
نماز می کنم، آخر ز پیش من مگذر ۴
به دیده و دل و جان بگذری که جان توام
رواست زان همه بگذر، ازین سخن مگذر ۵
غبارهاست ز جعد تو در دلم بسیار
کشان به روی زمین جعد چون سمن مگذر ۶
دلا، ز زلف گذر بر لبت اگر نتوان
ولیک تا بتوانی از آن دهن مگذر ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶۷ - مهری که بود با منت، آن گوییا نبود
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶۹ - امروز که از باران شد سبزه رعنا تر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.