خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از درد عشق و فراق میگوید و از بیتوجهی معشوق شکایت میکند. او بیان میکند که معشوق با وجود آگاهی از درد و رنج او، به سوی دیگری روی میآورد و با کرشمههای خود با دیگری سخن میگوید. شاعر از نگاه و سخن معشوق مینالد و آرزو میکند که حتی خاک زیر پای اسب معشوق برایش شفابخش باشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۱۰۱۰ - شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
چو نگه کند غم و درد من، به دل آخرش اثری کند ۱
دل و جان فدای نگاه او، چو برای کشتن چون منی
نگرد به سوی من و سخن به کرشمه با دگری کند ۲
سخن وی است و سرشک من، چو کنم نظاره روی او
که به کام او شکری نهد، به دهان من جگری کند ۳
ز سم سمند تو خاک ره که ز درد دل به برافگنم
به از آن مفرح و آن دوا که دوا نه درد سری کند ۴
نگهی به خسرو خسته دل، سخنی کند که رسم به تو
مشنو، دلا، تو حدیث او که بهانه با دگری کند ۵
چو نگه کند غم و درد من، به دل آخرش اثری کند ۱
دل و جان فدای نگاه او، چو برای کشتن چون منی
نگرد به سوی من و سخن به کرشمه با دگری کند ۲
سخن وی است و سرشک من، چو کنم نظاره روی او
که به کام او شکری نهد، به دهان من جگری کند ۳
ز سم سمند تو خاک ره که ز درد دل به برافگنم
به از آن مفرح و آن دوا که دوا نه درد سری کند ۴
نگهی به خسرو خسته دل، سخنی کند که رسم به تو
مشنو، دلا، تو حدیث او که بهانه با دگری کند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۹ - دل از بند زلفت رها کی شود؟
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۱ - تو رفته ای و ز تو نامه ای به من نرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.