خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این ابیات از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و از رنجهای ناشی از این عشق و انتظار برای وصال شکایت میکند. او از معشوق میخواهد که به او توجه کند و دردهایش را تسکین بخشد.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و ارتباط است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۰۹ - دل از بند زلفت رها کی شود؟
دل از بند زلفت رها کی شود؟
دلت با دلم آشنا کی شود ۱
نگویی که از لعل سیراب تو
مراد دل ما رواکی شود؟ ۲
ولی مرهم لعل خودکام تو
به کام دل ریش ما کی شود؟ ۳
نمی شد دل از بند زلفش رها
کنون دل نهادیم تا کی شود؟ ۴
کجا همدم و یار خسرو شوی!
که شه همنشین گدا کی شود؟ ۵
دلت با دلم آشنا کی شود ۱
نگویی که از لعل سیراب تو
مراد دل ما رواکی شود؟ ۲
ولی مرهم لعل خودکام تو
به کام دل ریش ما کی شود؟ ۳
نمی شد دل از بند زلفش رها
کنون دل نهادیم تا کی شود؟ ۴
کجا همدم و یار خسرو شوی!
که شه همنشین گدا کی شود؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۸ - لبش در شکر خنده جان می برد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۰ - شبی آن پسر دل من ستد، اگر این طرف گذری کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.