خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق و درد عشق نافرجام است. شاعر از عشق و دیوانگی، سوزش دل، و درد فراق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند بوی معشوق، زلف سیاه، اشک خونین، و آتش عشق، احساسات خود را به تصویر میکشد.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر دیده میشود.
شماره ۹۳۶ - کسی که بوی تواش در دماغ می افتد
کسی که بوی تواش در دماغ می افتد
ز زندگانی خویشش فراغ می افتد ۱
شدم ز زلف تو دیوانه، آه مسکینی
که این خیال کجش در دماغ می افتد ۲
به قطره سوز دل من همی کشد زین چشم
چو شعله شعله گلی کز چراغ می افتد ۳
نمی زید که دل سوخته ست خوردن او
بگوی اگر چه که بر کشته داغ می افتد ۴
خبر ز داغ دلم می دهد به بوی جگر
ز خون دیده که بر جامه داغ می افتد ۵
ز بهر سوزش مرغان به باغ من چه روم؟
که ناله می کنم آتش به باغ می افتد ۶
من اوفتاده به پایان، نهفته پیش درش
لبش به خنده که خسرو به لاغ می افتد ۷
ز زندگانی خویشش فراغ می افتد ۱
شدم ز زلف تو دیوانه، آه مسکینی
که این خیال کجش در دماغ می افتد ۲
به قطره سوز دل من همی کشد زین چشم
چو شعله شعله گلی کز چراغ می افتد ۳
نمی زید که دل سوخته ست خوردن او
بگوی اگر چه که بر کشته داغ می افتد ۴
خبر ز داغ دلم می دهد به بوی جگر
ز خون دیده که بر جامه داغ می افتد ۵
ز بهر سوزش مرغان به باغ من چه روم؟
که ناله می کنم آتش به باغ می افتد ۶
من اوفتاده به پایان، نهفته پیش درش
لبش به خنده که خسرو به لاغ می افتد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۳۵ - اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
گوهر بعدی:شماره ۹۳۷ - وفا ز یار جفاکار چون نمی آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.