خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه از عشق و دلدادگی سخن میگوید، با تصاویری از بندگی، سوختن در عشق، و ناامیدی. شاعر از رنجهای عشق و بیوفایی معشوق مینالد و در عین حال، از عشق به عنوان تجربهای پاک و والا یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'خون دلم خوردی' و 'سوخته' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۸۱۱ - هر که به دنباله کامی بود
هر که به دنباله کامی بود
پیش تو چون بنده غلامی بود ۱
شاخ جوانیم ز سر بشکند
گر ز توام باز سلامی بود ۲
ماه که در نیم بماند تمام
پیش رخت نیم تمامی بود ۳
خون دلم خوردی و بگذاشتی
جرعه باقی که به جامی بود ۴
نیز خوشم کز لب چون آتشت
هر که نشد سوخته خامی بود ۵
جانش به صیاد نباید سپرد
هر که چو من بسته دامی بود ۶
دوش به خسرو شکری داده ای
زان لب جان بخش که دامی بود ۷
پیش تو چون بنده غلامی بود ۱
شاخ جوانیم ز سر بشکند
گر ز توام باز سلامی بود ۲
ماه که در نیم بماند تمام
پیش رخت نیم تمامی بود ۳
خون دلم خوردی و بگذاشتی
جرعه باقی که به جامی بود ۴
نیز خوشم کز لب چون آتشت
هر که نشد سوخته خامی بود ۵
جانش به صیاد نباید سپرد
هر که چو من بسته دامی بود ۶
دوش به خسرو شکری داده ای
زان لب جان بخش که دامی بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۰ - دلبر من دوش که مهمان رسید
گوهر بعدی:شماره ۸۱۲ - گل به تماشای چمن می رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.