خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر از لبهای شیرین، موهای سیاه، و چهرهی ماهگونهی معشوق سخن میگوید و تأثیرات عشق را بر دل و جان خود بیان میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین آن مانند عشق و دلبستگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۷۹۸ - گر سخن زان لب چون نوش شود
گر سخن زان لب چون نوش شود
پسته را خنده فراموش شود ۱
ور حدیث در دندانت کنم
صدف آنجا همه تن گوش شود ۲
ز آسمان روی تو گر مه بیند
بر زمین افتد و بیهوش شود ۳
گل که از روی تو ریزد به سخن
گر بچینند یک آغوش شود ۴
باده بر یاد لب شیرینت
همه گر زهر بود، نوش شود ۵
دل که پوشیده به زلفت پیوست
ترسم از غم که سیه پوش شود ۶
دوش با مات سری خوش بوده ست
خوش بود امشب، اگر دوش شود ۷
گر کنی میل به سوی خسرو
شاه کی همدم جادوش شود ۸
پسته را خنده فراموش شود ۱
ور حدیث در دندانت کنم
صدف آنجا همه تن گوش شود ۲
ز آسمان روی تو گر مه بیند
بر زمین افتد و بیهوش شود ۳
گل که از روی تو ریزد به سخن
گر بچینند یک آغوش شود ۴
باده بر یاد لب شیرینت
همه گر زهر بود، نوش شود ۵
دل که پوشیده به زلفت پیوست
ترسم از غم که سیه پوش شود ۶
دوش با مات سری خوش بوده ست
خوش بود امشب، اگر دوش شود ۷
گر کنی میل به سوی خسرو
شاه کی همدم جادوش شود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹۷ - دلم از بخت گهی شاد نبود
گوهر بعدی:شماره ۷۹۹ - زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.