خلاصه و رده‌بندی سنی 12+

در این شعر، راوی چندین بار با کوبیدن به پنجرهاش مواجه میشود. ابتدا آفتاب، سپس ماه و بعد همه ستارگان دنیا خود را معرفی میکنند، اما راوی بیاعتنا به آنها طناب را آماده میکند. در نهایت، وقتی یک پرنده آزاد خود را معرفی میکند، راوی با اشتیاق پنجره را باز میکند.

متن از نمادهای ادبی و مفهومی استفاده میکند که ممکن است برای کودکان خردسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به 'طناب' میتواند معنای ضمنی داشته باشد که نیاز به درک بیشتری دارد.

مشاهده کامل

پرنده و طناب ...

پشت پنجره ام را کوبید
گفتم که هستی ؟
گفت : آفتاب
بی اعتنا طناب را آماده کردم ...
*
پشت پنجره ام را کوبید
گفتم که هستی ؟
گفت : ماه
بی اعتنا طناب را آماده کردم ...
*
پشت پنجره ام را کوبیدند
گفتم که هستید ؟
گفتند : همه ی ستارگان دنیا
بی اعتنا طناب را آماده کردم ...
*
پشت پنجره ام را کوبید
گفتم که هستی ؟
گفت : یک پرنده ی آزاد
من پنجره را با اشتیاق باز کردم ...
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:پرنده ی خیس
گوهر بعدی:من شکستم در خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.