این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دلدادگی به معشوقی مهربان و زیبا سخن میگوید. شاعر بیان میکند که حتی یک لحظه یاد معشوق میتواند باعث شود پادشاهان به درگاه او آیند و او را ستایش کنند. او تأکید میکند که هرگز از درگاه معشوق روی برنمیتابد، حتی اگر هزاران نفر به او طعنه بزنند. شاعر از گل و بلبل و نسیم صبا به عنوان نمادهایی از عشق و محبت یاد میکند و از درد فراق و اشکهایش میگوید. در نهایت، او از صبا میخواهد که نالههایش را به گوش معشوق برساند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۶۲۶ - هر که دمی به یاد آن دلبر مه لقا زند
شاه پیاده بر درش آید و مرحبا زند ۱
در همه عمر یک نفس روی نتابم از درش
گر دو هزار مدعی طعنه ام از قفا زند ۲
بر گل تازه رنگ و بو برگ و نوا اگر نبود
لاف محبت از چه رو بلبل خوش نوازند ۳
همنفسی ز کوی او غیر صبا ندیده ام
کو نفسی به پیشم از رهگذر صفا زند ۴
ناله زار شد روان جانب دوست، ای صبا
زود رسان که حلقه ای بر در آشنا زند ۵
سیل سرشک و خون دل چند بود روا، بگو
تا که ز روی مردمی دیده به روی ما زند ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.