خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عاشقی است که در فراق معشوق به سر میبرد. شاعر از زیباییهای معشوق، بیقراری خود در عشق و ناامیدی از دنیا سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند زهد و رندی دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'زهد' و 'کفر' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۵۶۲ - دلی کو چون تو دلداری ندارد
دلی کو چون تو دلداری ندارد
بر اهل عشق مقداری ندارد ۱
ز سر تا پای زلفت یک شکن نیست
که در هر مو گرفتاری ندارد ۲
ندانم زاهدی کز کفر زلفت
به زیر خرقه زناری ندارد ۳
کدامین گل به بستان سرخ روید
که از تو در جگر خاری ندارد ۴
دهان پسته ماند با دهانت
ولیکن نغز گفتاری ندارد ۵
کسی کو روی تو دیده ست، هرگز
نظر بر پند غمخواری ندارد ۶
من از خمخانه دردی کشیدم
که آنجا محتسب کاری ندارد ۷
که آب خوش خورد از عقل آن کس
که ره در کوی خماری ندارد ۸
بیا و دست گیر افتاده ای را
که جز تو در جهان یاری ندارد ۹
مگو کز هجر من چون است خسرو
امید زیستن باری ندارد ۱۰
بر اهل عشق مقداری ندارد ۱
ز سر تا پای زلفت یک شکن نیست
که در هر مو گرفتاری ندارد ۲
ندانم زاهدی کز کفر زلفت
به زیر خرقه زناری ندارد ۳
کدامین گل به بستان سرخ روید
که از تو در جگر خاری ندارد ۴
دهان پسته ماند با دهانت
ولیکن نغز گفتاری ندارد ۵
کسی کو روی تو دیده ست، هرگز
نظر بر پند غمخواری ندارد ۶
من از خمخانه دردی کشیدم
که آنجا محتسب کاری ندارد ۷
که آب خوش خورد از عقل آن کس
که ره در کوی خماری ندارد ۸
بیا و دست گیر افتاده ای را
که جز تو در جهان یاری ندارد ۹
مگو کز هجر من چون است خسرو
امید زیستن باری ندارد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۱ - زمانه چون تو دلجویی ندارد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۳ - دل من خون شد و جانان نداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.