خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و درد فراق معشوق سخن میگوید. او از زیباییهای معشوق مانند چشمها، موها و لبهایش یاد میکند و بیان میکند که این زیباییها جان و ایمان او را میدزدد. همچنین، شاعر از غم و اندوه ناشی از این عشق سخن میگوید و اشکهایش را توصیف میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و غم عشق نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۵۶۰ - زهر تن چشم او جان را بدزدد
زهر تن چشم او جان را بدزدد
زهر دل زلفش ایمان را بدزدد ۱
هزاران عمر باید مزد دزدیدش
چو آن عیار ما جان را بدزدد ۲
بت محمل نشین زان ره که رفته ست
رهی خواهد بیابان را بدزدد ۳
گرم ناوک زند خواهد دل من
که از بس شوق پیکان را بدزدد ۴
خوش آن ساعت که از وی بوسه خواهم
وی آن لبهای خندان را بدزدد ۵
چو دزدانم کشد آن در و گوهر
چو گاه خنده دندان را بدزدد ۶
غمت دزدیده عقلم را که دیده ست
که دزد آید نگهبان را بدزدد ۷
ز شرم مردمان تا چند چشمم
به دیده اشک غلطان را بدزدد ۸
نخسپد کس شب از افغان خسرو
اگر چه در دل افغان را بدزدد ۹
زهر دل زلفش ایمان را بدزدد ۱
هزاران عمر باید مزد دزدیدش
چو آن عیار ما جان را بدزدد ۲
بت محمل نشین زان ره که رفته ست
رهی خواهد بیابان را بدزدد ۳
گرم ناوک زند خواهد دل من
که از بس شوق پیکان را بدزدد ۴
خوش آن ساعت که از وی بوسه خواهم
وی آن لبهای خندان را بدزدد ۵
چو دزدانم کشد آن در و گوهر
چو گاه خنده دندان را بدزدد ۶
غمت دزدیده عقلم را که دیده ست
که دزد آید نگهبان را بدزدد ۷
ز شرم مردمان تا چند چشمم
به دیده اشک غلطان را بدزدد ۸
نخسپد کس شب از افغان خسرو
اگر چه در دل افغان را بدزدد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵۹ - جفا کن بو که این دل بازگردد
گوهر بعدی:شماره ۵۶۱ - زمانه چون تو دلجویی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.