خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از رابطهای پر از احساس و درد سخن میگوید، جایی که عشق با رنج و بیداری همراه است. شاعر از بیقراری، صبوری، و دشواریهای عشق میگوید و اشاره میکند که جمال معشوق باعث آشتی و آرامش شده است. همچنین، از بیماری چشم معشوق و دلداریهای ناشی از اشکهای شاعر یاد میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و دشواریهای روحی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۳۳ - مرا با تو که شب بیداریی بود
مرا با تو که شب بیداریی بود
ز تو نازی و از من زاریی بود ۱
نبد جای دلیری در غم عشق
که بخت خفته را بیداریی بود ۲
صبوری گر چه بس دیوانگی کرد
شبش با آشنایان یاریی بود ۳
به شغل دیدنت خوش بود جانم
اگر چه خلق را بیکاریی بود ۴
نظربازی مرادی داشت، با آنک
دل درمانده را دشواریی بود ۵
جمالت آشتی داد، آنکه یک چند
میان جان و تن بیزاریی بود ۶
جز از خون دلم شربت نمی خورد
که چشمت را عجب بیماریی بود ۷
فراوان گرم پرسی کرد، آن هم
ز آب دیده ام دلداریی بود ۸
غنیمت داشت خسرو عزت خویش
که بخت خفته را بیداریی بود ۹
ز تو نازی و از من زاریی بود ۱
نبد جای دلیری در غم عشق
که بخت خفته را بیداریی بود ۲
صبوری گر چه بس دیوانگی کرد
شبش با آشنایان یاریی بود ۳
به شغل دیدنت خوش بود جانم
اگر چه خلق را بیکاریی بود ۴
نظربازی مرادی داشت، با آنک
دل درمانده را دشواریی بود ۵
جمالت آشتی داد، آنکه یک چند
میان جان و تن بیزاریی بود ۶
جز از خون دلم شربت نمی خورد
که چشمت را عجب بیماریی بود ۷
فراوان گرم پرسی کرد، آن هم
ز آب دیده ام دلداریی بود ۸
غنیمت داشت خسرو عزت خویش
که بخت خفته را بیداریی بود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۲ - برفت آن دل که با صبر آشنا بود
گوهر بعدی:شماره ۵۳۴ - شکر پیش لبت شیرین نگویند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.