خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و پندآمیز درباره عشق، جوانی، و پیامدهای آن است. شاعر از عشق و جذابیت سخن می‌گوید، اما هشدار می‌دهد که زیاده‌روی در این مسیر ممکن است به ضرر بینجامد. همچنین، اشاره‌ای به گذرایی جوانی و لزوم استفاده درست از آن دارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و پندهای اخلاقی است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و مناسب است. همچنین، برخی اشاره‌های ظریف عاشقانه ممکن است برای کودکان نامفهوم یا نامناسب باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۳۲ - تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت

تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت
سر به خاک ره آن سرو روان خواهد داشت ۱

ای پسر، عهد جوانیست، زکوتی می ده
روزگارت نه همه عمر جوان خواهد داشت ۲

چشم و ابرو منما، زانکه بلا خواهد خاست
فتنه گر دست بدان تیر و کمان خواهد داشت ۳

بوسه ده، لیک به پروانه آن غمزه مده
که ز شوخی همه عمرم به زیان خواهد داشت ۴

می کشی خلق که از حسن خودم این سوداست
مکن این سود که روزیت زیان خواهد داشت ۵

توبه کردی ز جفا، نیست مرا باور، ازانک
ناز خوبی و جوانیت بر آن خواهد داشت ۶

گفتی، ار من بروم هیچ مرا یاد کنی
این حکایت به کسی گوی که جان خواهد داشت ۷

عشق را گفتم، دل راز نهان می دارد
گفت، من دانم و او، چند نهان خواهد داشت ۸

خسروا، از تو چرا صبر گریزانست چنین؟
چند ازین واقعه خود را به کران خواهد داشت ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - ساقیا، باده ده امروز که جانان اینجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.