این متن شعری عرفانی است که از دلهای خسته و وامانده میخواهد تا راه عشق و وصال به معشوق حقیقی (خداوند یا جانان معنوی) را در پیش بگیرند. شاعر از عشق به عنوان دریایی بیکران و پردهای اعلا یاد میکند و مخاطب را به جستجوی گوهر وجود در این دریای عظیم دعوت میکند. همچنین، متن به مفاهیمی مانند فقر عرفانی، کشف و کرامات، شجاعت، و وصال معنوی اشاره دارد و مخاطب را به نوشیدن بادهی احسان از دست مصطفی (پیامبر اسلام) تشویق میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مانند 'بادهی احسان' ممکن است برای مخاطبان جوانتر گمراهکننده باشد.
شماره ۱۲۳ - ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
وز نفس اهل درد مایه درمان طلب ۱
پرده اعلاست عشق، گر ملکی، این گشای
لجه دریاست عشق، گر گهری، آن طلب ۲
چند مرادت ز فقر، کشف و کرامات چند
چون خضرت آشناست، چشمه حیوان طلب ۳
شیر شو و صید را در ته چنگال کش
مرد شو و خصم را بر سر میدان طلب ۴
هست مراد کسان دولت روز وصال
آنچه مراد من است در هجران آن طلب ۵
هر که شبی زنده داشت همدم روح الله است
نان چه ربایی ز خوان چاشنی جان طلب ۶
مست شو، ای هوشیار، لیک نه زین باده خور
از قدح مصطفی باده احسان طلب ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.