خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از درد فراق، بیوفایی معشوق، و تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان خود مینویسد. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، رازداری، و تأثیر زمان بر روابط عاشقانه اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و کینهتوزی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۵ - من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
تا نکنی ملامتی غمزه کینه توز را ۱
دین هزار پارسا در سر گیسوی تو شد
چند به ناکسان دهی سلسله رموز را ۲
گویم وصل، گوییم رو که هنوز چند گه
وای که چون برون برم از دلت این هنوز را ۳
قصه عشق خود رود پیش فسردگان ولی
سنگتراش کی خرد گوهر شب فروز را ۴
ساقی نیم مست من جام لبالب آر تا
نقل معاشران کنم این دل خام سوز را ۵
بس که ز آه ناکسان تیره شده ست روز من
نیست دو دیده بنگرم این شب تیره روز را ۶
جان چو خسروی و بس زخم تو وه که برکسی
باری اگر همی زنی تیر درونه دوز را ۷
تا نکنی ملامتی غمزه کینه توز را ۱
دین هزار پارسا در سر گیسوی تو شد
چند به ناکسان دهی سلسله رموز را ۲
گویم وصل، گوییم رو که هنوز چند گه
وای که چون برون برم از دلت این هنوز را ۳
قصه عشق خود رود پیش فسردگان ولی
سنگتراش کی خرد گوهر شب فروز را ۴
ساقی نیم مست من جام لبالب آر تا
نقل معاشران کنم این دل خام سوز را ۵
بس که ز آه ناکسان تیره شده ست روز من
نیست دو دیده بنگرم این شب تیره روز را ۶
جان چو خسروی و بس زخم تو وه که برکسی
باری اگر همی زنی تیر درونه دوز را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - گذشت آرزو از حد به پای بوس تو ما را
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.